کتابچه جادویی

برای دیدن نور باید با تاریکی روبرو شد..
۰۱/۴/۹ _ ۰۶:۳۵

کتابچه جادویی

برای دیدن نور باید با تاریکی روبرو شد..

کتابچه جادویی

🍃

صبح که چشمانم را باز خواهم کرد شروعیست برای ناتمامی‌ها

درد و اندوه را پشت سرم خواهم دید اما دیگر نیازی به آن ها نیست

قطرات باران صورتم را بوسه میزنند، چه عطری ، چه لطافتی

روزگاری به دنبال زندگی هر چه داشتم فدا کردم، اکنون زندگی خود فدای من شده

دستم را به نشانه آغوش باز گذاشته ام، این تنها کاریست که از من بر می آید

🍃

هنوز هم ردپایش هست

دوستت دارند اما 

زخم زبانشان هم هست

بگو چه حالی شدی؟

درها که بسته شد

هنوز تو غمگینی؟

عجب دلی داری 

زمستون اومده سرده 

هنوزم که تو آتیشی

زمین نو >> موضوع: زندگی ( حضور داشتن)

به راستی زندگی چیست؟ زندگی را جز "بودن" نمی توانم معنا کنم. در ذهنم مدام حرف ها میپیچد اما قلبم سکوتی را بر پا می کند. گاهی کلافه می شوم از هر آنچه میبینم. عاشقانه ای را آرزو میکنم. برای دیدنش سال هاست که چشم هایم را میبندم. شاید زندگی همین است. دوست من، زندگی را هیچگونه تفسیر نکن. هیچ محدودیتی نمیتواند وجود داشته باشد. بد و خوبی وجود ندارد.

اگر طالب آرامش و آزادی هستی باید رها کنی. غم و شادی را رها کن. وابسته به هیچکدومش نباش. برای حضور داشتن تو به هیچ چیز نیاز نداری. حضور داشتن یعنی رها بودن از گذشته . یعنی رهایی از ترس. رهایی از نگرانی ها برای آینده ای که نیامده! قانون بالن را شنیده ای؟ برای بالا رفتن و پرواز کردن نیاز داری که سبک شوی. هر چیزی که بدردت نمیخوره را رها کن . بارهای اضافی را دور بریز و شجاعانه حضورت را به زندگی اعلام کن

خواستم حرفی بزنم بلکه هشیار شوی، سکوتم نیز به من درس ها داد...

هنوز زنده ام کجاهاشو دیدی؟ / از اول تا آخرش مثل بازی میمونه / من قرار نیست هیچوقت بازنده باشم/ پیش میرم ، همینه که اونا رو میترسونه / تاریکی و تاریکی.. منو میبینی؟ نترس اونجا هیچی نیست / مدام دارن رو تو کار میکنن! تو هنوز دنبال نشونه میگردی؟! / ببین حرفام رو واضح میزنم.  دنبال وزن و قافیه نگرد! / بخونش. چه ترانه ای در دورترین جاده ها . چه شعری در کتابی دور انداخته! / من بودم. من هستم . من خواهم یود. این یعنی ابدیت همونی که تو بهش میگی جاودانگی.

باز هم شب شد و من خسته از این قوم در عجبم

گویند که گویی من از همه عالم بیخبرم

خیاما بیا و امشب ساقیه من باش

مدهوشم کن از این مِی که من همه عالم را در به درم

مرا گویی مِی نوشم که ندانم زکجا آمده ام

خوش باشم که ندانم به کجا خواهم رفت

مینوشم و مینوشم و از باده ات مستم

چه خوشم من که در این راه با تو همسفرم

در رهه عشق میسوزم و میسازم ای دوست

هیچ هم گله ای نیست گر دنیا همه اش هیچ باشد

تو فقط پر کن جامم را ، که این نیز میگذرد

زمین نو >> موضوع: آگاهانه صحبت کردن و انتخابی صحیح

آدم ها معمولا از روی عادت تقلید میکنند بدونه اینکه ذره ای به آن موضوع فکری کرده باشند. این تقلید باورهای غلطی رو واسه جامعه میسازه تا حدی که کاملا عادی میشه و کسی هم نیست که بگه چقدر این باورها مخرب یا خطرناک هستند. باید به تمامی جمله ها، کتاب ها یا هر علمی شک کرد وگرنه کسب آگاهی یا پیشرفت امکان پذیر نخواهد بود. برای اینکه بهتر متوجه بشین دو تا مثال براتون میزنم.

  1. بارها شده وقتی اتفاق ناخوشایندی مثل بیماری یا شکست مالی و.. برای کسی پیش میاد طرف مقابل میگه خدا بد نده! اما سوال اینجاست ؛ آیا خدا باعث و بانی بدی خواهد شد؟ من قرآن رو خیلی خوب نخوندمش اما بزرگترین نشانه ای که درونش دیدم جمله اول تمامی سوره ها بود. "به نام خداوند بخشنده و مهربان" . مطمعنا خدا نمیخواسته که مهربانیشو به رخ بکشه بلکه میخواسته تاکید کنه من مهربان هستم. اما همین که ما میگیم خدا بد نده یعنی خدا رو شایسته بدی کردن دونستیم! شاید بگی نه منظورم این نیست اما ناخودآگاهت اینو برداشت میکنه و اونوقت خدای درون تو خدای ضعیفی خواهد شد!
    این بیماری کرونا ایمانت را به خدا بیشتر کرد یا کمتر؟ آیا بیماری ساخته دست خداوند بود؟ اگر نه چرا ضعیف شدی و قدرت بیماری رو بیشتر از قدرت خدای خودت دونستی؟ خدا رفیق روزهای سخت را میخواهد، در روزهای خوب همه پایه رفاقت هستند. این مثال آشناییست.
     
  2. دومین مثال بی ربط به مثال اول نیست. جمله گر نخواهی شوی رسوا همرنگ جماعت شو! بنظر شما این جمله ی درستی است؟؟
    تقلید یعنی فکر و اندیشه کردن را از انسان گرفتن. تنها فرق انسان با حیوانات اندیشه و دارای اختیار بودن اوست. وقتی اندیشه کردن را کنار بگذاری و همرنگ جماعت شوی تو دیگر خاص نخواهی بود.حتی میشه گفت زنده نخواهی بود! شبیه یک ربات زندگی خواهی کرد. 
     

از این جملات و باورهای اشتباه بسیار زیاد هستن که با زندگی ما عجین شده اند. آگاهانه صحبت کردن و آگاهانه زندگی کردن شهامت میخواهد. باید اندیشه کرد. شک کرد و تصمیم گرفت. تصمیمی آگاهانه نه از روی تقلید.
از خدای مهربان برای هممون عشق و ایمانی قوی را آرزو میکنم

کتابچه جادویی

سلام. خوش آمدید
در این وبلاگ از تاریکی های ذهن گرفته تا زیبایی های دنیا و سرانجام عشق را مینویسم. زشت یا زیبا بودنش بپای تفسیر شما. ممنونم که نظرتون رو با من به اشتراک میذارین..

طبقه بندی موضوعی
آخرین مطالب
پربیننده ترین مطالب
محبوب ترین مطالب